Warning: Declaration of BP_Links_Component::setup_globals() should be compatible with BP_Component::setup_globals($args = Array) in /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress-links/bp-links-component.php on line 94

Warning: Declaration of BP_Links_Component::includes() should be compatible with BP_Component::includes($includes = Array) in /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress-links/bp-links-component.php on line 94

Warning: Declaration of tie_mega_menu_walker::start_el(&$output, $item, $depth, $args) should be compatible with Walker_Nav_Menu::start_el(&$output, $item, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/themes/my-sahifa/functions/theme-functions.php on line 1966
سعدی | مستانه | برگ 229
خانه » سعدی (برگ 229)

سعدی

حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت

یکی طفل دندان برآورده بود پدر سر به فکرت فرو برده بود که من نان و برگ از کجا آرمش؟ مروت نباشد که بگذارمش چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت نگر تا زن او را چه مردانه گفت: مخور هول ابلیس تا جان دهد همان کس که دندان دهد نان دهد تواناست آخر خداوند روز که روزی رساند، تو ... بیشتر بخوانید »

حکایت

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد یکی خانه بر قامت خویش کرد کسی گفت می‌دانمت دسترس کزاین خانه بهتر کنی، گفت بس چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟ همینم بس از بهر بگذاشتن مکن خانه بر راه سیل، ای غلام که کس را نگشت این عمارت تمام نه از معرفت باشد و عقل و رای که بر ره کند کاروانی سرای بیشتر بخوانید »

حکایت

یکی سلطنت ران صاحب شکوه فرو خواست رفت آفتابش به کوه به شیخی در آن بقعه کشور گذاشت که در دوده قایم مقامی نداشت چو خلوت نشین کوس دولت شنید دگر ذوق در کنج خلوت ندید چپ و راست لشکر کشیدن گرفت دل پردلان زو رمیدن گرفت چنان سخت بازو شد و تیز چنگ که با جنگجویان طلب کرد جنگ ... بیشتر بخوانید »

حکایت در عزت قناعت

یکی نیشکر داشت در طیفری چپ و راست گردیده بر مشتری به صاحبدلی گفت در کنج ده که بستان و چون دست یابی بده بگفت آن خردمند زیبا سرشت جوابی که بر دیده باید نبشت تو را صبر بر من نباشد مگر ولیکن مرا باشد از نیشکر حلاوت ندارد شکر در نیش چو باشد تقاضای تلخ از پیش بیشتر بخوانید »

حکایت

یکی را ز مردان روشن ضمیر امیر ختن داد طاقی حریر ز شادی چو گلبرگ خندان شکفت نپوشید و دستش ببوسید و گفت: چه خوب است تشریف میر ختن وز او خوب تر خرقهٔ خویشتن گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس مکن بهر قالی زمین بوس کس بیشتر بخوانید »

حکایت

یکی نان خورش جز پیازی نداشت چو دیگر کسان برگ و سازی نداشت کسی گفتش ای سغبهٔ خاکسار برو طبخی از خوان یغما بیار بخواه و مدار ای پسر شرم و باک که مقطوع روزی بود شرمناک قبا بست و چاپک نوردید دست قبایش دریدند و دستش شکست همی گفت و بر خویشتن می‌گریست که مر خویشتن کرده را چاره ... بیشتر بخوانید »

حکایت

یکی گربه در خانهٔ زال بود که برگشته ایام و بدحال بود دوان شد به مهمان سرای امیر غلامان سلطان زدندش به تیر چکان خونش از استخوان، می‌دوید همی گفت و از هول جان می‌دوید اگر جستم از دست این تیر زن من و موش و ویرانهٔ پیرزن نیرزد عسل، جان من، زخم نیش قناعت نکوتر به دوشاب خویش خداوند ... بیشتر بخوانید »

حکایت در مذلت بسیار خوردن

چه آوردم از بصره دانی عجب حدیثی که شیرین ترست از رطب تنی چند در خرقه راستان گذشتیم بر طرف خرماستان یکی در میان معده انبار بود از این تنگ چشمی شکم خوار بود میان بست مسکین و شد بر درخت وزان جا به گردن در افتاد سخت رئیس ده آمد که این را که کشت؟ بگفتم مزن بانگ بر ... بیشتر بخوانید »

حکایت

شکم صوفیی را زبون کرد و فرج دو دینار بر هر دوان کرد خرج یکی گفتش از دوستان در نهفت چه کردی بدین هر دو دینار؟ گفت به دیناری از پشت راندم نشاط به دیگر، شکم را کشیدم سماط فرومایگی کردم وابلهی که این همچنان پر نشد وان تهی غذا گر لطیف است و گر سرسری چو دیرت به دست ... بیشتر بخوانید »

حکایت

یکی را تب آمد ز صاحبدلان کسی گفت شکر بخواه از فلان بگفت ای پسر تلخی مردنم به از جور روی ترش بردنم شکر عاقل از دست آن کس نخورد که روی از تکبر بر او سر که کرد مرو از پی هرچه دل خواهدت که تمکین تن نور جان کاهدت کند مرد را نفس اماره خوار اگر هوشمندی عزیزش ... بیشتر بخوانید »


Fatal error: Uncaught Error: [] operator not supported for strings in /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress/bp-xprofile/bp-xprofile-loader.php:390 Stack trace: #0 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-includes/plugin.php(213): BP_XProfile_Component->setup_settings_admin_nav('') #1 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress/bp-core/bp-core-component.php(520): apply_filters('bp_settings_adm...', '') #2 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress/bp-settings/bp-settings-loader.php(196): BP_Component->setup_admin_bar('') #3 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-includes/plugin.php(496): BP_Settings_Component->setup_admin_bar('') #4 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress/bp-core/bp-core-dependency.php(113): do_action('bp_setup_admin_...') #5 /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-includes/plugin.php(571): bp_setup_admin_bar(Object(WP_Admin_Bar)) #6 /home/mastaneh/public_html/ehs in /home/mastaneh/public_html/ehsan/wordpress/wp-content/plugins/buddypress/bp-xprofile/bp-xprofile-loader.php on line 390